
حجةالاسلام والمسلمین استاد سید رضا خسروشاهى درباره آیت الله بهجت اینگونه می فرمایند:
اهل كرامت ایشان مقامی بس والای معنوی را دارا هستند، و صدور كرامت ره اورد آن است كه به یك نمونه از آن بسنده میكنیم:
از یكی از طلاّب كه اینك در قید حیات است شنیدم كه میگفت:بعد از ازدواج خانه ای در قم اجاره كردم، ولی پس از استقرار در منزل از نظر مالی دچار تنگدستی عجیبی شدیم و روزی رسید كه به قدری دست مان تنگ شد كه حتّی غذای شب را نداشتیم و در این فكر بودیم كه چگونه آن را تهیه كنیم، و از سوی دیگر در شرایطی بودم كه نمی توانستم از كسی قرض بگیرم.
از خانه بیرون آمدم و به منظور زیارت، روانه حرم حضرت معصومه(علیها السلام) شدم، پس از زیارت و هنگام خداحافظی دیدم كسی از پشت سر من آمد و یك مقدار پول به من داد و گفت: این باید به شما برسد و رفت.
برگشتم دیدم ایشان آیت الله العظمی بهجت است، در حالی كه اصلاً به ایشان اظهار نیازی نكرده بودم.شبیه این قضّیه را از یكی دیگر از طلاّب نیز شنیده بودم.
بنده پس از شنیدن این دو جریان به یاد مطلبی افتادم كه آیت الله بهجت فرموده بودند و آن اینكه:
«آیا میشود مولایمان از ما بی خبر باشد یا ما را به حال خودمان وابگذارد؟!» و تأكید میكردند كه طلبه ها باید به وظایف خود عمل كنند و نگران چیز دیگری نباشند، خود مولا و آقای ما مواظب ماست، اینطور نیست كه ما را از چشم بیندازد.