فقط برای فرجش دعاکنیم...شاید این جمعه بیاید...شاید...

در کوچه ها ، نسیم بهشت محرم است


این شهر بی مجالس روضه جهنم است


شکر خدا که هیاتمان باز دایر است


شکر خدا که بر سر این کوچه پرچم است

 

«السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین»

 نوشته شده توسط sarbazegomnamemahdi در جمعه 09 آبان 1393

 لينك مطلب ارسال نظر(0)

شب پنجم ماه محرم شب عبدالله بن الحسن (ع)

مصیبت عبدالله بن حسن علیه السلام

روز عاشورا، وقتی یاران امام حسین به شهادت رسیدند و لشگر دشمن از هر سو، امام را محاصره کرد، عبدالله بن حسن بن علی علیه السلام که کودکی بیش نبود، از خیمه‌ی زنان بیرون آمد و به سوی عموی خود، امام حسین علیه السلام، رفت. زینب سلام الله علیها که نگرانش بود، خود را به او رساند تا از رفتنش جلوگیری کند.
اما عبدالله سرسختی نشان داد و گفت:« به خدا از عمویم جدا نخواهم شد.»

آن‌گاه خود را به عموی خود رساند و به ابجر بن کعب که شمشیرش را بلند کرده بود تا بر حسین علیه السلام فرود آورد، گفت:« ای پسر زن ناپاک، عمویم را می کشی؟» و دست خویش را سپر کرد. شمشیر، دست او را قطع کرد و بر زمین انداخت.
عبدالله فریاد زد:« عموجان!»

حسین علیه السلام، او را در آغوش گرفت و به سینه چسباند و فرمود:

« فرزند برادرم! بر این مصیبتی که به تو رسیده است شکیبا باش و آن را نیک بشمار. خداوند تو را به پدران شایسته ات ملحق می‌کند.»
در این هنگام، حرمله تیری به سوی آن کودک انداخت و او را در آغوش عموی خویش به شهادت رساند.

منابع:

لهوف سید بن طاووس، ص 146.

عبدالله بن حسن بزرگمردی کوچک

سختى زخمها امام حسین(ع) را بر زمین نشانده بود و سپاهیان او را از هر سوى در میان گرفته بودند.
عبداللّه بن حسن كه در آن زمان یازده سال بیشتر نداشت عموى خود را نگریست كه دشمن او را از هر سوى در میان گرفته است . یاراى دیدن بیشتر این منظره را نداشت . بى اختیار به سوى عمو دوان شد.
عمّه اش زینب خواست عبدالله را بگیرد، امّا او از چنگ عمّه گریخت و خود را به عمو رساند.
در این هنگام بحربن كعب شمشیر را بلند كرد تا بر حسین فرود آورد. عبداللّه فریاد زد: اى ناپاك، آیا مى خواهى عمویم را بكشى؟
بحر ضربه خود را فرود آورد و عبداللّه دست خویش سپر كرد. شمشیر دست عبداللّه را
برید و دست به پوست آویزان ماند. یادگار امام مجتبى علیه السلام فریاد زد: یا عمّاه .
آنگاه خود را در دامن عمو انداخت. عمو او را به خود فشرد و فرمود: پسر برادر، بر آنچه بر تو نازل شده است صبر كن و اجر خود را از خداوند بخواه، كه خداوند تو را به پدران پاكت ملحق كند.
در همین حال كه عبدالله بر دامن عمو بود حرملة بن كاهل تیر به سوى او افكند و او را به شهادت رساند.

 

 نوشته شده توسط sarbazegomnamemahdi در چهارشنبه 07 آبان 1393

 لينك مطلب ارسال نظر(0)

 

حبیب ابن مَظاهر (مُظَهَّر) اَسَدی

 

حبیب ابن مَظاهر (مُظَهَّر) اَسَدی

 

«حبیب» فرزند «مظهر بن رئاب بن اشتر بن جخوان» است.(1) برخی به جای «مظاهر» او را «مظهّر» خوانده‎اند. ایشان از اشراف و چهره‎های سرشناس، مورد احترام و اعتماد کوفه و از قبیله «بین اسد» بوده است. (2)

 

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و حبیب

 

به گزارش کلبی «حبیب» صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را درک کرده است.(3) همه تاریخ نگاران نگاشته‎اند که او در دوران امام علی علیه السلام مقیم کوقه شده است.

 

امام علی علیه السلام و حبیب

 

تاریخ نگاران گفته‎اند که حبیب در دوران امام علی علیه السلام در کوفه سکونت کرد و او همیشه را همراهی کرده است.(4) او از یاران امام علی علیه السلام بود و در تمام جنگ‎ها در خدمت حضرت مولی شمشیر می‎زده است. «حبیب» چنان به امام خود نزدیک بود که از اصحاب سرّ امیرالمومنین و از حاملان علوم آن بزرگوار به شمار آمده است. (5)

 

حبیب، حامل اسرار الهی

 

جناب کشّی که بزرگ رجالی شیعه است از فضیل بن زبیر(6) گزارش کرده است.

 

«میثم تمار در حالی که بر اسب خود سوار بود، در حال عبور بود که حبیب بن مظاهر اسدی در حالی که در مجلس بنی‎اسد بود او را استقبال کرد؛ سپس حبیب گفت: گویا می‎بینم شیخی را که جلوی سرش مو ندارد و شکمی بزرگ دارد و نزدیک «دار الرزق» کدو می‎فروشد؛ او را به سبب محبت به اهل‎بیت پیامبرش به صلیب و دار آویخته‎اند. همانگونه که بر چوبه دار است، شکمش را پاره می‎کنند. پس میثم گفت: و البته من خود بهتر می‎دانم مردی سرخ و سفید را که دو لگام به دهان او زده می‎شود. او برای یاری فرزند دختر پیامبر خارج می‎شود، پس کشته می‎شود، و سر او را در کوفه می‎گردانند. سپس هر دو از یکدیگر جدا شدند. اهل آن مجلس گفتند: تا به حال دروغگوتر از این دو مرد ندیده‎ایم. فضیل گفت: هنوز جلسه به هم نریخته بود که «رُشَید هُجری» سر رسید و سراغ میثم و حبیب را گرفت. مردم گفتند: آن دو از هم جدا شدند و ما شنیدیم که آنها چنین و چنان می‎گفتند. رشید گفت: خداوند میثم را رحمت کند. او (نکته‎ای را) فراموش کرد و خود افزود که برای کسی که سر او را بیاورد صد درهم پرداخت خواهد شد. سپس پشت کرد و رفت. آن گروه گفتند: به خدا قسم این از همه آنها دروغگوتر است. گزارشگر گفت: دورانی بیش از گذر شب و روز نگذشت که خود دیدم میثم را در باب «عمرو بن حریث» به دار آویختند و سر حبیب که با حسین علیه السلام کشته شده بود آورده شد و خود دیدم که هر چه گفتند همان شد.»(7)

 

حبیب و کوفه

 

پس از مرگ معاویه به اهل کوفه خبر رسید که امام حسین علیه السلام از مدینه خارج شده و از بیعت با یزید سر باز زده است. حرکت امام به سوی مکه بسیار معنا دار بود. شیعیان حضرت در منزل «سلیمان بن صرد خزاعی» جمع شدند. بنا شد که نامه‎هایی به سوی امام نوشته شود و همگی حضرت را به کوفه دعوت کنند. خطبا هم در نماز جمعه‎ها مردم را به این مسئله سوق دهند. از جمله کسانی که به امام نامه نوشت و حضرت را به کوفه دعوت کردند، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و سلیمان بن صرد ... بودند.(8) اینگونه گفته‎اند: هنگامی که مسلم بن عقیل وارد کوفه شد و به منزل مختار فرود آمد، شیعیان رفت و آمد با ایشان را شروع کردند.(9) در برابر او برخی از سخنوران چون عابس بن ابی شبیب شاکری به سخن برخاستند. پس از وی حبیب از جای برخاست و عابس را مدح بلیغی کرد و گفت: خدا رحمتت کند، البته آن چه در باطن داشتی در قالب جملاتی کوتاه بر زبان آوردی! در حالی که به خدایی که جز او معبودی نیست. ما همه بر همان راهی هستیم که تو بر آن استوار گشته‎ای.» (10)

 

ورود حبیب به کربلا

 

حبیب بن مظاهر و دوست بزرگوارش مسلم بن عوسجه پیش از ماجرای کربلا در کوفه، برای یاری امام حسین علیه السلام از مردم بیعت می‎گرفتند.

 

هنگامی که ابن زیاد به کوفه آمد و بر مردم سخت گرفت، مردم هم مسلم را تنها نهادند و بیعت شکستند، قبیله بنی اسد حبیب و مسلم بن عوسجه را نزد خود پنهان کردند تا به آنها آسیبی نرسد، و هنگامی که امام به کربلا آمد، این دو دوست صمیمی به سوی حضرت رهسپار شدند. در آن اختناق، روزها از چشم جاسوسان و ماموران ابن زیاد پنهان می‎شدند و شب‎ها طی طریق می‎کردند تا به اردوی امام ملحق شدند.(11)

 

 

 

به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه ي مطلب ...

 نوشته شده توسط sarbazegomnamemahdi در چهارشنبه 07 آبان 1393

 لينك مطلب ارسال نظر(2)

روز دوم محرم ورود کاروان امام حسین (ع) همراهان به کربلا

1. امام حسین علیه‏السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به كربلا وارد شد

 عالم بزرگوار "سید بن طاووس" نقل كرده است كه: امام علیه‏السلام چون به كربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟گفتند کربلا  همینكه نام كربلا را شنید فرمود: (اعوذُبک من الکربِ و البلاء)

خداوندا به تو پناه میبرم از غم ها و بلاها.

سپس فرمود اینجامحل اندوه و بلاست پیاده شوید. اینجا جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست.

این خبر را جدم رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله به من داده است.

پس از آن همه پیاده شدند  حرو یارانش هم درگوشه ای منزل نمودند .
2. در این روز "حر بن یزید ریاحی" ضمن نامه‏ای "عبیداللّه‏ بن زیاد" را از ورود امام علیه‏السلام به كربلا آگاه نمود. 


3. در این روز امام علیه‏السلام به اهل كوفه نامه‏ای نوشت و گروهی از بزرگان كوفه ـ كه مورد اعتماد حضرت بودند ـ

را از حضور خود در كربلا آگاه كرد. حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم كوفه شود

.4 اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه‏السلام را دستگیر كرده و به شهادت رساندند.

:
"اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدكَ مَنْزِلاً كَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ، اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیي‏ءٍ قَدیرٌ؛

خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده

و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع كن، كه تو بر انجام هر كاری توانایی.

 نوشته شده توسط sarbazegomnamemahdi در دوشنبه 05 آبان 1393

 لينك مطلب ارسال نظر(0)

 نوشته شده توسط sarbazegomnamemahdi در یکشنبه 04 آبان 1393

 لينك مطلب ارسال نظر(0)

روز اول محرم : نام گذاری به نام مسلم بن عقیل

روزشمار حرکت حضرت مسلم به کوفه تا شهادت
15 رمضان 60: رسیدن هزاران نامه دعوت به دست امام،سپس فرستادن مسلم بن‏ عقیل به کوفه برای بررسی اوضاع
5 شوال 60: ورود مسلم بن عقیل به کوفه،استقبال مردم از وی و شروع آنان به بیعت
11 ذی قعده 60: نامه نوشتن مسلم بن عقیل از کوفه به امام حسین و فراخوانی به ‏آمدن به کوفه


8 ذی حجه 60: دستگیری هانی،سپس شهادت او، خروج مسلم بن عقیل در کوفه با چهار هزار نفر،سپس پراکندگی‏ آنان از دور مسلم و تنها ماندن او و مخفی شدن در خانه طوعه. تبدیل کردن امام حسین‏«ع‏» حج را به عمره در مکه، ایراد خطبه برای مردم و خروج از مکه همراه با 82 نفر از افرادخانواده و یاران به طرف کوفه.
9 ذی حجه 60: درگیری مسلم با کوفیان،سپس دستگیری او و شهادت مسلم بر بام‏ دار الاماره کوفه



شناسنامه مسلم بن عقیل علیه السلام
جناب مسلم بن عقیل بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم برادرزاده حضرت علی علیه السلام است. مسلم همسر رقیه دختر حضرت علی علیه السلام است که مادرش کلبیه بود. وی به سال 60 ه.ق شهید گشت و از اجله بنی‌هاشم و کسی است که سید الشهداء او را به لقب ثقه ملقب فرموده. وی صاحب رأی و علم و شجاعت بوده و در مکه اقامت داشت.

ادامه ي مطلب ...

 نوشته شده توسط sarbazegomnamemahdi در یکشنبه 04 آبان 1393

 لينك مطلب ارسال نظر(1)

از هنگامی که ماه محرم شروع می‌شود، حال و هوای شیعیان و دوستداران حسینی دگرگون می‌شود، لباس عزا بر تن می‌کنند و فریاد «واحسیناه» طنین انداز است، مرسوم است که هر روز از دهه اول محرم را به یک نام مزین کنند، مداحان و نوحه خوانان اباعبدالله برای اینکه یاد حماسه بزرگ عاشورا را زنده بدارند، در هر روز نام یکی از اسوه‌های سرزمین نینوا را بر زبان جاری می‌کنند که به این شرح است:

روز اول: مسلم بن عقیل علیه‌السلام
روز دوم: ورود کاروان به کربلا
روز سوم: حضرت رقیه علیهاالسلام
روز چهارم: حضرت حر و اصحاب علیهم‌السلام، طفلان زینب علیهماالسلام
روز پنجم: اصحاب و عبدالله بن الحسن علیهم‌السلام
روز ششم: حضرت قاسم بن الحسن علیه‌السلام
روز هفتم: روضه عطش، علی‌اصغر علیه‌السلام
روز هشتم: حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام
روز نهم: روز تاسوعا، حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام
روز دهم: روز عاشورا، حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام، حضرت زینب علیهاالسلام و شام غریبان
روز یازدهم: حرکت کاروان از کربلا
روز دوازدهم: ورود کاروان به کوفه
روز سیزدهم: مصائب حضرت امام سجاد علیه‌السلام و زینب کبری علیهاالسلام در کوفه و مسیر شام

 نوشته شده توسط sarbazegomnamemahdi در یکشنبه 04 آبان 1393

 لينك مطلب ارسال نظر(1)

اگر كه سر بدهم پای پرچم تو كم است

هزار بار بمیرم هم از غم تو كم است

فقط برای بیان غم غلام سیاه

هزار مثل لهوف و مقرم تو كم است

تو را به اشك كسی هیچ احتیاجی نیست

اگر چه زخم زیاد است و مرهم تو كم است

گدایی در این خانه را نفهمیده

كسی كه فكر كند واقعا كم تو كم است

میان این همه دیوانه محبت تو

درست نیست بگوییم آدم تو كم است

اگر تمامی عمرم فقط نفس بزنم

به پای اشك تو و نوحه و دم تو... کم است

هزار سال برای زیارتت كوتاه

برای درك عزایت محرم تو كم است

اگر تمامی انگشتها بریده شوند

به پای روضه انگشت و خاتم تو... كم است

شاعر: سعيد پاشازاده

فرارسیدن ایام عزای حسینی

 برهمه عاشقان آن حضرت تسلیت باد. 

 نوشته شده توسط sarbazegomnamemahdi در یکشنبه 04 آبان 1393

 لينك مطلب ارسال نظر(1)

آیات و روایتی از امیرالمومنین درباره اهمیت نماز

روزی امیرالمؤمنین علی(ع) وارد جمعی شد و از آن‌ها سؤال کرد: آیا شما می‌دانید امیدبخش‌ترین آیه قرآن کریم کدام آیه است؟ هرکس به فراخور حالش آیه‌ای را عنوان کرد:
برخی آیه ۴۸ سوره نساء را خواندند:

«إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ»
؛ خداوند هرگز شرک را نمى‌بخشد و پایین‌تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى‌بخشد.


امام(ع) در پاسخ فرمودند: خوب است، ولى آنچه من می‌خواهم نیست.
عده‌ای به قرائت آیه ۱۱۰ سوره نساء پرداختند:

«وَمَنْ یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَحیماً»؛
هرکس خلافکار و ظالم باشد ولی استغفار کند، خداوند را بخشنده و مهربان خواهد یافت.


اما امام(ع) دوباره در پاسخ فرمودند: خوب است ولى آنچه مى‌خواهم نیست.
تعدادی اظهار داشتند آیه ۵۳ سوره زمر است:

«یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً»؛
ای بندگان من که در حقّ خود اسراف کرده‌اید! از رحمت خدا مأیوس نشوید، زیرا او همه گناهان را می‌بخشد.


امام(ع) مجدداً فرمودند: خوب است، اما آنچه مى‌خواهم نیست.
برخی آیه ۱۳۵ سوره آل عمران را قرائت کردند
:
«وَالَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللّهُ»،
کسانی که اگر کار زشتی انجام دادند و به خودشان ظلم کردند، یاد خداوند می‌کنند و برای گناهان خویش استغفار می کنند و کیست جز خداوند که گناهان را ببخشد.


بعد از اینکه حضرت علی(ع) نظرات آنان را شنید، فرمود: از حبیبم رسول خدا(ص) شنیدم که فرمودند: امید بخش‌ترین آیه در قرآن این آیه است:
«وَأَقِمِ الصَّلاهَ طَرَفِیَ النَّهارِ وَ زُلَفًا مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ» (سوره هود،۱۱۴).


سپس پیامبر اکرم(ص) ادامه دادند: «یا علی! سوگند به خداوندی که مرا بشیر و نذیر به سوی مردم مبعوث کرد، وقتی که یکى از شما براى وضو گرفتن بر می‌خیزد، گناهانش از جوارحش مى‏ریزد و زمانی که به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏‌شود از نمازش کنار نمى‏‌رود، مگر آنکه از گناهانش چیزى نمى‌‏ماند و مانند روزى که متولد شده پاک مى‏‌شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بکند نماز بعدى پاکش می‏‌کند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد.

 

ebadat5213

 

بعد فرمودند: یا على! جز این نیست که نمازهاى پنجگانه براى امت من حکم نهر جارى را دارد که در خانه آن‌ها واقع باشد، حال چگونه است وضع کسى که بدنش آلودگى داشته باشد و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حکم را دارد.‏( تفاسیر مجمع البیان و کنزالدقائق)

 

 نوشته شده توسط sarbazegomnamemahdi در شنبه 03 آبان 1393

 لينك مطلب ارسال نظر(2)


از ابراهیـم بن محمـد ثقفی منقــول است:

" حضــرت فاطمه(س) دختر رسول خـــدا(ص) در ابتدا تسبیحـــی تابیده شده از رشته ای پشــم داشتند که گــره هایی بر آن زده بودو با آن تکبیـــر و تسبیــح و ذکر می گفت...

تا اینکه حضرت حمــزه بن عبدالمطلــب سیدالشهدا به شهــادت رسیدند، پس حضـرت فاطمـه(س) از تربت قبــر آن شهید خــاک برگرفت و تسبیــح ساخت و مـردم نیز به پیروی از دختـر پیامبـــر چنین کردند تا زمانی که امام حسیــن(ع) به شهادت رسیدند...

امام زمان(عج):

"هرکس تسبیح تربت امام حسین(ع) را دست گیرد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او نوشته می شود."

 نوشته شده توسط sarbazegomnamemahdi در شنبه 03 آبان 1393

 لينك مطلب ارسال نظر(3)


درباره

به وبلاگ عاشقان مهدی (عج) خوش آمدید 1-
آیه قرآن

دریافت كد ساعت مهدویت امام زمان (عج)
پروفایل
تازه ترین مطالب 22009
موضوعات
آرشیو
لینکدونی
پیوندها
جستجو
امکانات سایت


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران