امشب که شب شام غریبان حسین است / با فاطمه هم ناله یتیمان حسین است
از خیمه رود سوی شما شعله آتش / سوزان دل طفلان پریشان حسین است
یا رب به سر سید سجاد چه آمد / در خیمه سرا آن گل بوستان حسین است
گلها شده پرپر زدم نیزه و خنجر / بر روی زمین پیکر عریان حسین است
در آن صحرا چه کند زینب کبری / بی یار و معین خواهر گریان حسین است
ای کرببلا اهل حرم را تو خبر کن / زهرا ز جنان آمده میهمان حسین است
عزاداران و سینه زنان بزرگوار، شب شام غریبان حسین است،
امشب امام زمان عزادار است برای مصائب عمه اش گریه می کند ،
برای دست های بریده عمو جانش عباس گریه می کند .
آقا سرت سلامت ،
آی دلهای کربلایی امشب با زینب و امام سجاد برای غریبی حسین گریه کنید . 
قربان دل شکسته زینب ، پرستار بچه های حسین ، بچه ها را آرام می کند
یکی سراغ بابا را از عمه می گیرد (عمه جان بابا ) یکی سراغ عمو را از عمه می گیرد ،
عمه جان عمو جانمان عباس چه شد ؟ یکی سراغ علی اکبر می گیرد ،
یکی سراغ قاسم را می گیرد ، خانم رباب هی صدا می زند : علی اصغرم کجایی ،
قربان لبهای تشنه ات برم علی جان ، قربان قنداقه پر خونت برم پسرم ،
من از شما عزاداران سئوال می کنم مگر رسم نیست داغدیده را تسلیت بگویند ؟
اما کربلا عوض تسلیت زینب را تازیانه زدند ، سکینه را تازیانه زدند ، خیمه ها را غارت کردند
گوشواره از گوش بچه ها بیرون آوردند . بچه ها به بیابان ها فرار کردند
امشب ذکر این است :
الهی خواهرت زینب بمیرد / نماند بعد تو ماتم بگیرد
اگر کشتند چرا آبت ندادند / ترا ز آن درّ نایابت ندادند 
منبع: کتاب گلچین احمدی 