معبودا !
منم معترف به گناهان خود؛ بیامرز برایم آنها را.
من هستم که بد کردم و منم که خطا کردم.
منم که همت گماردم و منم که نادانی کردم.
منم که غافلم و منم که فراموش کارم،
منم که اعتماد دارم. منم که تعهد می کنم.
منم که وعده می دهم و منم که خلف وعده می کنم.
منم که پیمان شکنم. منم که اقرار دارم.
منم که معترفم به نعمت تو بر من
و نزد من و سنگین بارم به گناهانم.
بیامرز آنها را ای که زیانش ندارد گناهان بندگانش و اوست بی نیاز از طاعت
آنها و توفیق ده هر که عمل صالح انجام دهد) به کمک و رحمتش.
پس برای توست، سپاس خدای من و آقای من!
معبودا!
فرمانم دادی و نافرمانی ات کردم، نهی ام کردی و مرتکب شدم ممنوع تو را.
اکنون به حالی درآمده ام که نه اسباب
تبرئه دارم تا معذرت خواهم و نه توانایی تا پیروز گردم. با چه رویی برابرت آیم.
ای آقایم !
حق با توست و مسئولیت با من؛ ای که پرده پوشم کردی
، از نظر پدران و مادران تا مرا نرانند و از خویشان و برادران تا سرزنشم نکردند و از پادشاهان،
تا شکنجه ام ندهند و اگر مطلع شده بودند...
ای آقایم! بر آنچه تو آگاهی بر آن از من، به من مهلت نمی دادند و رهایم می کردند و از من قطع می کردند
