فقط برای فرجش دعاکنیم...شاید این جمعه بیاید...شاید...

عمری برای غربت بابا گریستم
در خود تمام مرثیه ها را گریستم
عمه چقدر مرثیه ها را مرور کرد
او روضه خواند و غرق تماشا گریستم
اما چه زود عمع مرا ترک کرد و رفت!
از آن به بعد، یکه و تنها گریستم
با خاطرات شام غریبان کربلا
یادم نمی رود که چه شب ها گریستم
یک عمر با ترانه ی باران دلم گرفت
تا مشک دیدم از غم سقا گریستم
اطرافیان برای مراعات حال من
گفتند کافی است... من اما گریستم
تا در زمانه یکسره توفان به پا کنم
هر روز و شب به وسعت دریا گریستم
با یاد زخم سجده ی پایانی پدر
بین صحیفه، بین دعاها گریستم

شاعر : سید محمد بابا میری


 نوشته شده توسط abd در چهارشنبه 14 آبان 1393

 لينك مطلب ارسال نظر(0)


درباره

به وبلاگ عاشقان مهدی (عج) خوش آمدید 1-
آیه قرآن

دریافت كد ساعت مهدویت امام زمان (عج)
پروفایل
تازه ترین مطالب 22009
موضوعات
آرشیو
لینکدونی
پیوندها
جستجو
امکانات سایت


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران