مجنون شدم كه راهي صحرا كني مرا
گاهي غبار جاده ي ليلا، كني مرا
كوچك هميشه دور ز لطف بزرگ نيست
قطره شدم كه راهي دريا كني مرا
پيش طبيب آمدهام، درد ميكشم
شايد قرار نيست مداوا كني مرا
من آمدم كه اين گره ها وا شود همين!
اصلا بنا نبود ز سر وا كني مرا
حالا كه فكر آخرتم را نميكنم
حق ميدهم كه بنده دنيا كني مرا
من، سالهاست ميوه ي خوبي ندادهام
وقتش نيامده كه شكوفا كني مرا
آقا براي تو نه ! براي خودم بد است
هر هفته در گناه، تماشا كني مرا
من گم شدم ؛ تو آينهاي گم نميشوي
وقتش شده بيائي و پيدا كني مرا
اين بار با نگاه كريمانهات ببين
شايد غلام خانه زهرا كني مرا
اللّهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده توسط sarbazegomnamemahdi در جمعه 17 مرداد 1393