فقط برای فرجش دعاکنیم...شاید این جمعه بیاید...شاید...

ز غم دلها پریشان است امروز             حسین تا ظهر مهمان است امروز

به قربانگاه میدان شهادت                 روان جمع شهیدان است امروز

 

حسین تشنه لب سلطان خوبان           بزیره  تیغ عدوان است امروز

 

علی اکبر جوان مه لقایش                   به خون خویش غلطان است امروز

 

 

دو دست از پیکر عباس محزون                    فتاده دربیابان است امروز

 

 

 

آمد جلوی خیمه بچه ها را صدا زد ، سکینه را صدا زد ، هشتادو چهار زن و بچه ، همه از خیمه بیرون آمدند دور امام حسین را گرفتند . سکینه دارد حال بابا را می بیند زینب دارد حال برادر را می بیند ، گریه می کند ، فرمود : خواهرم ، جدم ، پدرم ، مادرم ، برادرم از دنیا رفتند تو در مصیبت آنها صبر کردی ، دوست دارم که در مصیبت من هم صبر کنی ، صدا زد حسینم همه رفتند ولی دلم به تو خوش بود ، همه را امر به صبر کرد ، خواهر را آرام کرد ، سکینه را آرام کرد .

آمد خیمه امام سجاد ، سر مبارک امام چهارم را به دامن گرفت تا چشمش به رخسار پدر افتاد از اصحاب سؤال کردند ، بابا ، اَینَ بَریر ؟ اَین َ رهیر ؟ فرمود : پسرم شهید شدند بابا عمویم عباس چه شد ؟ فرمود :«قَد قُتِلَ» کشته شد .

یک وقت صدا زد : بابا اَینَ اَخی علی ؟ برادرم علی اکبر چه شد ؟ دیگر حضرت جواب را با کنایه دادند فرمود پسرم دیگر این زن و بچه غیر من و تو محرمی ندارند1 .


1. سید مهدی شمس الدین ، در عزای مظلومان ، قم ، شفق ، ص  65 -66 .


انتشار با ذکر منبع بلامانع است! (منبع : روضه http://soz313.blog.ir/ )

 نوشته شده توسط sarbazegomnamemahdi در سه‌شنبه 13 آبان 1393

 لينك مطلب ارسال نظر(0)


درباره

به وبلاگ عاشقان مهدی (عج) خوش آمدید 1-
آیه قرآن

دریافت كد ساعت مهدویت امام زمان (عج)
پروفایل
تازه ترین مطالب 22009
موضوعات
آرشیو
لینکدونی
پیوندها
جستجو
امکانات سایت


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران