شب شده بود و دوباره دلم غم گرفته بود
بیاد کرببلا برا حرم گرفته بود
داشتم از غصه میمردم بیاد کرببلا
گفتم امشب رو میرم زیارت امام رضا
میرم روبه ضریح باصفاش زانو میزنم
حرفای دلمو پیش ضامن اهو میزنم
میگم آی امام رضا
تورو بح حق مادرت
یه نگاه کن به دل سیاه این کبوترت
من غلامتم تو باید به این دلم شاهی کنی
امام رضا
برا زیارت حسین منو راهی کنی....
میرم برای گرفتن برات کربلا...

نوشته شده توسط sarbazegomnamemahdi در جمعه 01 خرداد 1394