
خدایا ! من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریا ئی خود نداری...............من چون توئی دارم، وتو چون خودی نداری ( امام سجاد(ع))
الهی ! گفتی کریمم، امید بدان تمام است
تا کرم تو در میان است ، ناامیدی حرام است (خواجه عبدالله انصاری)
الهی ! عاجز و سرگردانم، نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم....
الهی ! چون توانستم ،ندانستم،وچون دانستم،نتوانستم
آه از این علم ناآموخته، گاه غرقم از او، گه سوخته
الهی ! چون در تو نگریم شاهیم تاج بر سر
وچون در خود نگریم ،خاکیم خاک برسر
الهی ! همچون بید می لرزم که مبادا به هیچ نیرزم. (خواجه عبدالله انصاری)
الهی ! تاکنون آه در بساط نداشتم ...........اکنون.! جز آه در بساط ندارم.
الهی ! در بسته نیست ... ما دست و پا بسته ایم.
الهی !در شگفتم از کسی که غصه خودش را نمی خورد و غصه روزی اش را می خورد.
الهی ! تاکنون به نادانی از تو می ترسیدم، اکنون به دانائی از خودم می ترسم.
الهی ! اگر مذنب نباشد غفار کیست...؟ و اگر قبیح نباشد ، ستار کیست...؟
الهی ! شنیدم که فرمودی چه کنم با مشتی خاک مگر بیامرزم
الهی ! موج از دریا خیزد و با وی درآمیزد ودر وی گریزد واز وی ناگزیر است .((انا لله وانا الیه راجعون))......
(آیت الله حسن زاده آملی).
خدایا! به من قدرت آن را عطا کن که بتوانم بدان اندازه که او را دوست میدارم نیاز دوست داشتنش را در خود خاموش سازم.(شریعتی)
الهی، به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده!
الهی، راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.
الهی، «یا مَن یَعفو عن الکثیر و یُعطی الکثیرَ بالقَلیل»، از زحمت کثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده!
الهی، چون تو حاضری چه جویم، و چون تو ناظری چه گویم.
الهی، چگونه گویم نشناختمت که شناختمت، و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت!
الهی، خودت آگاهی که دریای دلم را جزر و مدّ است؛ «یا باسط» بسطم ده، و «یا قابض» قبضم کن!
الهی، دست با ادب دراز است و پای بیادب؛ «یا باسطَ الیَدَیْنِ بالرَحمه، خُذ بِیَدی»!
الهی نامه استاد حسن زاده آملی